عطر ظهور
ای منتظر غمگین مباش، قدری تحمل بیشتر                        گردی بپاشد در افق گویا سواری می رسد
پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385
تو را می خواهم ...

بوی ظهورت در تمام ابعاد این شهر پیچیده است و صدای گام‌های استوارت طنین‌انداز شده است.

می‌گویند: لحظه‌ی آمدنت نزدیک است!؟ و دوستانت آماده‌ی استقبال.

تو پناه آشفتگانی و ما چشم به راهیم تا اماممان بیاید و از این سفر دور و دراز هدیه‌ی گران‌بهای عدالت را بیاورد.

امروز عطش ظهور بر لب‌های همه‌ی ما، جهان را کویری کرده است، این ثانیه‌های آخر چه سخت می‌گذرند و این لحظه‌های آخر انتظار چه کند عبور می‌کنند، بیشترین است این لحظه‌ها و سهم ما از عشق؛ دو رکعت صبر است.

ما بار دیگر تنها پیمان را به تو اقتدا می‌کنیم. تمام پنجره‌های این شهر را گشوده‌ایم تا ماه رویت را رؤیت کنیم و در گوشه‌ی تمام درها به انتظار نشسته‌ایم تا پای بوس ظهور تو شویم.

می‌دانم، می‌دانم لحظه‌ی آمدنت نزدیک است و من هیچ ندارم که به تو هدیه کنم؛ هیچ!

 

تنها سرگشته‌ام ...        تو را می‌خواهم ...             تو را می‌خواهم ...

 


عناوین آخرین یادداشت ها

-------------------

می تونید به این آدرس برید و فال این دفعه رو ببینید

خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
مهر 1386
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری


الهی! ای مرا نور مناجات
ز من بنما روا یا یارب تو حاجات
الهی! ای دو عالم را خداوند
دل و جانم بده با عشق پیوند
عطایم کن در این بستان گل عشق
کرامت کن تو بر من حاصل عشق
دلم روشن کن از نور عبادت
قبول از عبد مسکین کن ارادت
غم عشقت نصیب بنده ات کن
نظر بر حال این شرمنده ات کن

reihane_mahdavi@yahoo.com
www.etre-zohoor.blogsky.com
***



تعداد بازدیدکنندگان : 35212