عطر ظهور
ای منتظر غمگین مباش، قدری تحمل بیشتر                        گردی بپاشد در افق گویا سواری می رسد
دوشنبه 24 مهر ماه سال 1385
ویژه شب قدر (۲)

گوش کن ...

گوش کن، ای سر غفلت در پیش

ای اسیر «خود» و زندانی «نفس»

اینک، این بانگ سروشی است که در این «شب قدر»

بیخ گوش من و تو می‌خواند:

- این تغافل از چیست؟

در شب قدر، که از چشمه‌ی نور

آیه‌هایی روشن

جلوه‌هایی جانسوز

تا سحرگاه، فرو می‌بارد،

وای بر من اگر از ریزش فیض

بهره‌هایی نبرم،

ورنه،

افسانه‌ی سرد است و سراب

این‌همه شور و شرم!

 

III

 

کاروان رفته و ما، مانده ز «راه»

گرد این قافله را می‌بینم،

«وادی ایمن» و منزلگه دوست

گرچه دور است، ولی

«این‌قدر هست که بانگ جرسی می‌آید»

راه باید افتاد

گرچه ره تاریک است

و پر از وسوسه‌ی شیطانی است

لیک ... خورشید هدایت با توست.

گام «اخلاص» تو را می‌باید

تا به منزل برسی.

کوله‌باری بردار

زاد و ره‌توشه‌ای از «صبر» و «یقین»

زرهی از «تقوا»

مشعلی از «ایمان».

راه، جز با قدم «صدق» نمی‌گردد طی! ...

التماس دعا


عناوین آخرین یادداشت ها

-------------------

می تونید به این آدرس برید و فال این دفعه رو ببینید

خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
مهر 1386
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری


الهی! ای مرا نور مناجات
ز من بنما روا یا یارب تو حاجات
الهی! ای دو عالم را خداوند
دل و جانم بده با عشق پیوند
عطایم کن در این بستان گل عشق
کرامت کن تو بر من حاصل عشق
دلم روشن کن از نور عبادت
قبول از عبد مسکین کن ارادت
غم عشقت نصیب بنده ات کن
نظر بر حال این شرمنده ات کن

reihane_mahdavi@yahoo.com
www.etre-zohoor.blogsky.com
***



تعداد بازدیدکنندگان : 35217